نویسنده :
ماری - ساعت ٩:٥٦ ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٧/۱٥
خانه خراب تو شدم بسوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت
تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت
ای همه وجود من نبود تو نبود من
ای همه وجود من نبود تو نبود من
نبود تو نبود من
نبود تو نبود من
نبود تو نبود من
نویسنده :
ماری - ساعت ۱:۱٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۱
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٠:۳۱ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٧
تو از هر ترانه ترانه تری
وزیبا ترین شعر هر دفتری
میان غزلهای با رانی ام
تویی واژه ی خورده باران تری
قسم بر دو چشم پریشانی ات
به یمن قدمهای بارانی ات
شکفته گل آرزو ای عزیز
به خط چین زیبای پیشانی ات
صفای دلت مثل آیینه هاست
دلت چون حریم خدا با صفاست
به هنگام گریه دو چشمان تو
قشنگ است و زیبا به رنگ خداست
همان خسته بالی شکسته پری
گمانم پریزاده ای یا پری
نویسنده :
ماری - ساعت ۱۱:٤۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٥
تمام سال من بیتو
پر از سوز زمستونه
صدای خنده رو هیچکس
نمیشنوه از این خونه
تو رفتی و نگاه من
یه دریا درد و غم داره
یکی انگار توی سینم
گل یأس داره میکاره
بیتو قلب جهنم هم
مثل خونه واسم سرده
با اون حالی که تو رفتی
محاله بازی برگرده
دارم یخ میزنم بیتو
تا فرصت هست آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی
نمیشه حفظ ظاهر کرد
جای خالیه تو داره
همه دنیامو می گیره
بیتو آسونترین کارا
واسم سخت و نفس گیره
بیتو هم صحبت شبهام
همین چهار دونه دیواره
بیتو این سقف هم سقف نیست
ازش دلتنگی می باره
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٠:٥٧ ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٢
از این خونه دلم خونه از این با گریه خوابیدن
تو نیستی تو دلم انگار که خاک مرده پاشیدن
نه شب چشمامو می بنده نه روز از خواب می پرسه
یه ماهی تو دل دریا نشون از آب می پرسه
نه تاب گم شدن دارم نه حتی جرات موندن
چه اواز غم انگیزی تو گوش زندگیم خوندن
از این خونه از این دیوار از این تنهایی کشدار
از این بغضی که سنگینه روی دوشم مث اوار
سوار جاده های شب میرم تا مقصد خورشید
دو راهی ها به من می گن :چی مونده از تو جز تردید؟
دارم له می شم از کابوس چقد این سایه سنگینه
سکوت خونه رو بشکن ! با اوازی که غمگینه
به عشقی که دیگه مرده فقط گاهی تظاهر کن !
ارش فرزام صفت
نویسنده :
ماری - ساعت ٩:٢۱ ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٢
فکر میکردم ، فراموشت کردم ، اما وقتی امروز با دیدن آدمی که تنها از پشت سر شبیهِ تو بود ، تموم بدنم لرزید ...فهمیدم بازم مثل همیشه اشتباه کردم sta
نویسنده :
ماری - ساعت ٦:٠۱ ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٢
تو را از " تو " دیگر نمیخواهم ،
اگر فایده داشت کار هر لحضه ام بود .
تو را میخواهم اما چون به دستت نمی آورم به خیالت قانعم
صبح ها دیگر برایم تکراریند
گنجشک ها بی خود شلوغش می کنند
و نمیدانم چرا تو
خاطره هایت
و خیالت برایم تکراری نمی شود ....
نویسنده :
ماری - ساعت ۳:٥٩ ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٢
نویسنده :
ماری - ساعت ٩:۱٠ ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱
مگه عاشقم نبودی مگه دوستم نداشتی چرا
تو بی کسی ام تنهام گذاشتی مگه نگفته
بودی کنارم می مونی
چرا رفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده :
ماری - ساعت ٩:٠٢ ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱

نه می توانم خود را از تو پس بگیرم ،
نه تو را پس بدهم
تو مرا گرفته ای یا من تورا،
نمی دانم!
ولی می دانم عاشق همیم .
نویسنده :
ماری - ساعت ۸:۳٩ ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱
باید فراموشت کنم 
چندیست تمرین می کنم
من می توانم!می شود!
آرام تلقین می کنم
حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود
فکری برای این دل آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی همین
خود را برای درک این صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش صدبار تضمین می کنم
هیچ وقت فراموشت نمیکنم
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٠:٥٥ ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱
نویسنده :
ماری - ساعت ٦:٥۸ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٠
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٢:٠۱ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٩
عید فطر بر همه شیعیان مبارک باد
نویسنده :
ماری - ساعت ۳:٠٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۸
Love+ Care = Mother
Love + Fear = Father
Love + Help = Sister
Love +Fight = Brother
Love + Life = Wife/ Husband
&
Love +Care +Fear + Help + Fight + Life =Friend
Send it to all your Friends that you Love & Care
نویسنده :
ماری - ساعت ۱:٤۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۸
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
ببین که چند تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیه سلول انفرادی
تا چشم رو هم میذاری می بینی عمر تموم شد
بین چهارتا دیوار وجود تو حروم شد
چوب خط این اسیری دیواراتو پوشونده
همین روزا می بینی که فرصتی نمونده
بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده
عاشق زندگی باش زندگی شغل و پول نیست
تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
ببین که چند تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیه سلول انفرادی
بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده
عاشق زندگی باش زندگی شغل و پول نیست
تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
نویسنده :
ماری - ساعت ۱:٢٦ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۸
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦
0♥00000000000000♥0,*-:¦
_0♥000000000000♥0,*-:¦
___0♥00000000♥0,*-:¦
_____0♥000♥0,*-:¦
_______0♥0,*-:¦
_____0,*-:¦
____*-:¦_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦____0♥00000000000000♥0
__*-:¦____0♥000000000000♥0
____*-:¦____0♥00000000♥0
______*-:¦_____0♥000♥0
_________*-:¦____0♥0
_______♥╗╔╗═ ♫╔
╗╔╦╦╦═♫║║╝╔ ╗╚
╣╔║║║║╣╚♫╗╚╝╔
╝═╩♫╩═╩═╚╝♫═╚
ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ.
نویسنده :
ماری - ساعت ۱۱:۱٢ ق.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۸
نویسنده :
ماری - ساعت ٤:٤٧ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٦/٦
به تو عادت کرده بودم
ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه های من بی تو
تجربه کردن مرگه
زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
خونه لبریز سکوته
خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم
عشق من تو در چه حالی
نویسنده :
ماری - ساعت ٤:۳٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٦/٦
نویسنده :
ماری - ساعت ٤:۱۸ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٦/٦

تو میرفتی و آهنگ غم انگیز قدمهایت به
سویم باز می آمد، و اندوه جدایی خرمن گلهای عشقم را خزان میکرد.
تو می رفتی و من با اشکهایم شعله های
آتش اندوه را خاموش می کردم.
تو می رفتی و من با دستهایم هزاران
موج حسرت را درون بستر آغوش سردم
جای میدادم و من هم ، با دریغی تلخ...
آهنگ جدایی سرود بی وفایی را به سوگ عشق می خواندم.

نویسنده :
ماری - ساعت ۳:٤٦ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۸/٢
سلام به همه دوستان عزیز
مرسی از اینکه سر می زنید هر کس که می خواد تبادل لینک انجام بدهد ادرس وبلاگ بذاره
← صفحه بعد