نویسنده :
ماری - ساعت ۱۱:٠۸ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٢۸
فریاد من از فراق یارست
و افغان من از غم نگارست
بی روی چو ماه آن نگارین
رخساره من به خون نگارست
خون جگرم ز فرقت تو
...از دیده روانه در کنارست
درد دل من ز حد گذشتست
جانم ز فراق بیقرارست
کس را ز غم من آگهی نیست
آوخ که جهان نه پایدارست
از دست زمانه در عذابم
زان جان و دلم همی فکارست
سعدی چه کنی شکایت از دوست
چون شادی و غم نه برقرارست
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٢:٠٢ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٢

چه چیز را به نظاره بنشستی؟
فرو پاشی روحی خسته را !!
آری
فرو ریختم از درون
حال راحت باش
برو دیگر
حتی فرو ریختنم
تاب نگاه سنگینت را
ندارد!!!!
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٢:٠٠ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٢
دلم تنگ شده...
دلتنگم..
دلتنگ بازی در حیاط خانه پدر بزرگ
دلتنگ بوی اتش بازی دزدکی
خط و نشانهای مادر... چشم غره پدر
دلتنگ بوی پلی کپی برگه امتحانی و پاک کن عطری
دندان شیری هما...ابگوشت لذیذ امین و اکرم
پیراشکی دکه مدرسه..سرودهای سر صف
همیشه زخم شدنهای سر زانو..هیجان گرفتن کارنامه...امضا ولی پایین نمره امتحان
دلم بد جور تنگ است
برای اولین نگاه
اولین قرار
اولین بوسه
حکم بادبادکی را دارم که روی بلندترین ساختمان شهر گیر است
اسمان صحنه جولانگاهش است ولی توان اوج ندارد
دلم میخواهد باد از بین تک تک یاخته هایم بگذرد
در موهایم چنگ بزند
طوری بر صورتم بوزد که مجال نفس کشیدن را بگیرد
اخر...
دلم تنگ است
نویسنده :
ماری - ساعت ۱۱:٥۸ ق.ظ روز سهشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٢
نیا باران زمین جای قشنگی نیست!

من از جنس زمینم ،
خوب می دانم که گل در عقد زنبور است
اما یک طرف سودای بلبل ،
یک طرف بال و پر و پروانه را هم دوست می دارم ،
نیا باران
پشیمان می شوی از آمدن،
زمین جای قشنگی نیست ،
در ناودانها گیر خواهی کرد،
من از جنس زمینم ،
خوب می دانم
، که اینجا جمعه بازار است
و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند

، در اینجا فال حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند
نیــــــــــا باران زمین جای قشنگی نیست...
نویسنده :
ماری - ساعت ٩:٥٦ ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٧/۱٥
خانه خراب تو شدم بسوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت
تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت
ای همه وجود من نبود تو نبود من
ای همه وجود من نبود تو نبود من
نبود تو نبود من
نبود تو نبود من
نبود تو نبود من
نویسنده :
ماری - ساعت ۱:۱٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۱
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٠:۳۱ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٧
تو از هر ترانه ترانه تری
وزیبا ترین شعر هر دفتری
میان غزلهای با رانی ام
تویی واژه ی خورده باران تری
قسم بر دو چشم پریشانی ات
به یمن قدمهای بارانی ات
شکفته گل آرزو ای عزیز
به خط چین زیبای پیشانی ات
صفای دلت مثل آیینه هاست
دلت چون حریم خدا با صفاست
به هنگام گریه دو چشمان تو
قشنگ است و زیبا به رنگ خداست
همان خسته بالی شکسته پری
گمانم پریزاده ای یا پری
نویسنده :
ماری - ساعت ۱۱:٤۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٥
تمام سال من بیتو
پر از سوز زمستونه
صدای خنده رو هیچکس
نمیشنوه از این خونه
تو رفتی و نگاه من
یه دریا درد و غم داره
یکی انگار توی سینم
گل یأس داره میکاره
بیتو قلب جهنم هم
مثل خونه واسم سرده
با اون حالی که تو رفتی
محاله بازی برگرده
دارم یخ میزنم بیتو
تا فرصت هست آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی
نمیشه حفظ ظاهر کرد
جای خالیه تو داره
همه دنیامو می گیره
بیتو آسونترین کارا
واسم سخت و نفس گیره
بیتو هم صحبت شبهام
همین چهار دونه دیواره
بیتو این سقف هم سقف نیست
ازش دلتنگی می باره
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٠:٥٧ ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٢
از این خونه دلم خونه از این با گریه خوابیدن
تو نیستی تو دلم انگار که خاک مرده پاشیدن
نه شب چشمامو می بنده نه روز از خواب می پرسه
یه ماهی تو دل دریا نشون از آب می پرسه
نه تاب گم شدن دارم نه حتی جرات موندن
چه اواز غم انگیزی تو گوش زندگیم خوندن
از این خونه از این دیوار از این تنهایی کشدار
از این بغضی که سنگینه روی دوشم مث اوار
سوار جاده های شب میرم تا مقصد خورشید
دو راهی ها به من می گن :چی مونده از تو جز تردید؟
دارم له می شم از کابوس چقد این سایه سنگینه
سکوت خونه رو بشکن ! با اوازی که غمگینه
به عشقی که دیگه مرده فقط گاهی تظاهر کن !
ارش فرزام صفت
نویسنده :
ماری - ساعت ٩:٢۱ ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٢
فکر میکردم ، فراموشت کردم ، اما وقتی امروز با دیدن آدمی که تنها از پشت سر شبیهِ تو بود ، تموم بدنم لرزید ...فهمیدم بازم مثل همیشه اشتباه کردم sta
نویسنده :
ماری - ساعت ٦:٠۱ ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٢
تو را از " تو " دیگر نمیخواهم ،
اگر فایده داشت کار هر لحضه ام بود .
تو را میخواهم اما چون به دستت نمی آورم به خیالت قانعم
صبح ها دیگر برایم تکراریند
گنجشک ها بی خود شلوغش می کنند
و نمیدانم چرا تو
خاطره هایت
و خیالت برایم تکراری نمی شود ....
نویسنده :
ماری - ساعت ۳:٥٩ ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٢
نویسنده :
ماری - ساعت ٩:۱٠ ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱
مگه عاشقم نبودی مگه دوستم نداشتی چرا
تو بی کسی ام تنهام گذاشتی مگه نگفته
بودی کنارم می مونی
چرا رفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده :
ماری - ساعت ٩:٠٢ ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱

نه می توانم خود را از تو پس بگیرم ،
نه تو را پس بدهم
تو مرا گرفته ای یا من تورا،
نمی دانم!
ولی می دانم عاشق همیم .
نویسنده :
ماری - ساعت ۸:۳٩ ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱
باید فراموشت کنم 
چندیست تمرین می کنم
من می توانم!می شود!
آرام تلقین می کنم
حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود
فکری برای این دل آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی همین
خود را برای درک این صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش صدبار تضمین می کنم
هیچ وقت فراموشت نمیکنم
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٠:٥٥ ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱
نویسنده :
ماری - ساعت ٦:٥۸ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٠
نویسنده :
ماری - ساعت ۱٢:٠۱ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٩
عید فطر بر همه شیعیان مبارک باد
نویسنده :
ماری - ساعت ۳:٠٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۸
Love+ Care = Mother
Love + Fear = Father
Love + Help = Sister
Love +Fight = Brother
Love + Life = Wife/ Husband
&
Love +Care +Fear + Help + Fight + Life =Friend
Send it to all your Friends that you Love & Care
نویسنده :
ماری - ساعت ۱:٤۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۸
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
ببین که چند تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیه سلول انفرادی
تا چشم رو هم میذاری می بینی عمر تموم شد
بین چهارتا دیوار وجود تو حروم شد
چوب خط این اسیری دیواراتو پوشونده
همین روزا می بینی که فرصتی نمونده
بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده
عاشق زندگی باش زندگی شغل و پول نیست
تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
ببین که چند تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیه سلول انفرادی
بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده
عاشق زندگی باش زندگی شغل و پول نیست
تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
نویسنده :
ماری - ساعت ۱:٢٦ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۸
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦
0♥00000000000000♥0,*-:¦
_0♥000000000000♥0,*-:¦
___0♥00000000♥0,*-:¦
_____0♥000♥0,*-:¦
_______0♥0,*-:¦
_____0,*-:¦
____*-:¦_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦____0♥00000000000000♥0
__*-:¦____0♥000000000000♥0
____*-:¦____0♥00000000♥0
______*-:¦_____0♥000♥0
_________*-:¦____0♥0
_______♥╗╔╗═ ♫╔
╗╔╦╦╦═♫║║╝╔ ╗╚
╣╔║║║║╣╚♫╗╚╝╔
╝═╩♫╩═╩═╚╝♫═╚
ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ.
نویسنده :
ماری - ساعت ۱۱:۱٢ ق.ظ روز سهشنبه ۱۳٩٠/٦/۸
← صفحه بعد